صفحه شخصی امیریاشار فیلا   
 
نام و نام خانوادگی: امیریاشار فیلا
استان: اصفهان - شهرستان: اصفهان
رشته: کارشناسی نقشه برداری
شغل:  پژوهشگر ، ویراستار و روزنامه‌نگار حوزه‌ی شهر ، مهندسی و ساختمان
تاریخ عضویت:  1389/06/12
 روزنوشت ها    
 

 سه‌شـنبه‌ها با استاد ـ 3 بخش عمومی

16
برای دریافت فایلها باید از نرم افزار های ویژه دانلود استفاده نمایید. (برای اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید)

«من بر این باورم که ریاضیات آسان‌ترین درسی‌ست که دانش‌آموزان می‌توانند یاد بگیرند؛ منتها نظام آموزشیِ نادرست، بخشی از دانش‌آموزانِ ما را از ریاضیات گریزان کرده است.» ـ سخنی از زنده‌یاد استاد پرویز شهریاری.

 


 

نام کتاب : «خلاقیت در ریاضیات و مهندسی»

پدیدآور : استاد پرویز شهریاری

ناشر : انتشارات پژوهنده

نوبت چاپ : یکم

سال انتشار : تابستان 1380

شمارگان : 3100

شمار صفحه‌ها : 88

 


 

شادروان استاد شهریاری در پیش‌گفتار کتاب «خلاقیت در ریاضیات و مهندسی» گفته‌اند: «زندگی پُر از مسأله  است؛ مسأله های خاصِ شما. هیچ نمونه و روشی هم برای آن وجود ندارد. در برابر هر مسأله‌ای که قرار می‌گیرید، باید خودتان آن را حل کنید. البته می‌توانید و باید با دیگران مشورت کنید، ولی سرانجام این شما هستید که باید تصمیم بگیرید. تنها تفاوتی که مسأله‌های ریاضی یا مهندسی با مسأله‌های زندگی دارند، این  است که در
این‌جا باید از ریاضیات و یا کارِ مهندسی آگاه باشید.»

این کتاب چند مقاله‌ی گوناگون دارد که شماری از آن‌ها را استاد شهریاری خودشان نوشته‌اند و چندتایی را هم از نویسندگانِ دیگر ترجمه کرده‌اند، که نام آن‌ها را در آغاز مقاله‌ها آورده‌اند.

شماری از عناوین اصلی و فرعیِ این مقالات عبارت‌اند از :

ـ مقدمه

ـ خلاقیت ریاضی

ـ تربیت خلاقیت ریاضی

ـ پیشرفت استعدادهای خلاق

ـ اهمیت کارگروهی

ـ نقش آموزگار

ـ نمونه‌هایی از پیدا شدنِ ناگهانیِ راه‌حل‌ها

ـ چگونه می‌توان استعداد اختراع و ابتکارهای فنی را تقویت کرد؟

ـ قابلیت اختراع یعنی چه؟

ـ خصلت‌های مخترع

ـ روند خلاقیت

ـ نیروی بازدارنده‌ی روانی

ـ روش هجومی

ـ روش معکوس

ـ قیاس

ـ همدلی

ـ نیروی تخیل

ـ جست‌وجوی ترکیب‌های تازه

ـ نتیجه

ـ مسافرت به جهان دوبُعدی

ـ بازگوییِ خاطراتِ نگارنده (استاد پرویز شهریاری) در جمع دانش‌آموزان و آموزگاران منطقه‌ی دوی آموزش و پرورش تهران.

 

این کتاب، کتابی کم‌حجم و پُرسود که در اندک‌زمانی می­توان آن را خواند. عناوین مقاله­ها خود گویای مضمونِ پربار و جذاب­شان‌اند. استاد شهریاری در بخشی دیگر از پیش­گفتار کتاب نوشته‌اند: «در این کتاب کوچک، درباره­ی خلاقیت ریاضی و خلاقیت مهندسی سخن گفته شده است و در آن، روش­های علمی برای آماده شدن مورد بحث قرار گرفته‌اند؛ چه برای آماده شدن در ریاضیات و چه در مهندسی. مهم این است که ذهن را فعال نگه داریم و هرگز
ناامید نشویم.»

در مقاله­ی دوم کتاب، با نام «پیشرفت استعدادهای خلاق» نیز می‌خوانیم: «کم نیستند دانش­آموزانِ خوبی که گمان می­کنند نیروی آفرینندگی در آن­ها وجود ندارد. این­ها از آن­جا به این نتیجه رسیده­اند که می­بینند دوستان­شان به محض این­که به مسأله­ی تازه‌ای از ریاضیات برمی­خورند، بسیار ساده از عهده­ی آن برمی­آیند، در حالی­که خودشان نمی­توانند آن­گونه ساده و روشن، راه‌حل­ها را احساس کنند. ولی
واقعیت این است که درباره­ی استعداد داشتن یا نداشتن نمی­توان این‌گونه با شتاب و عجله قضاوت کرد و تصمیم گرفت. برای پرورش استعداد و برای به ظهور رسیدنِ نیروهای خلاق، باید موضوع­هایی مطرح شوند که علاقه­ی فرد را به سوی خودشان بکشند و جلب کنند، و او را وادارند که تا مدتی طولانی درباره­ی آن‌ها بیندیشد و راه­حل­ها و روش­های گوناگونی را که به حلِ احتمالیِ آن‌ها می­انجامند، بیازماید.»

 

درباره‌ی این کتاب، یکی از اعضای جامعه‌ی مهندسی اصفهان به نام مهندس امیرحسین وحید دستجردی نیز در وبلاگ خود (www.haftpeykar.blogfa.com) نوشته است:

«خلاقیت در ریاضیات و مهندسی» عنوان کتابی‌ست کوچک و خواندنی از پرویز شهریاری، که در سال 1380 از سوی انتشارات پژوهنده منتشر شده است. در بخش پایانیِ این کتاب، پرویزشهریاری در جمع آموزگاران و دانش‌آموزانِ منطقه‌ی دوی آموزش و پرورش تهران چنین می‌گوید:

«... در زمانی که کوشش می‌شود اندیشه‌ی جوان‌ها را به مسائل مختلف منحرف کنند، بسیار دشوار است که از آن‌ها بخواهیم تلاش کنند و در زمینه‌ی ریاضیات کارِ خلاق داشته باشند؛ از آن‌ها بخواهیم اندیشه‌هایشان را متمرکز کنند، در حالی که همه‌جا صحبت از فوتبال و ورزش است. من با ورزش دشمن نیستم، اما ورزشی که سالم باشد؛ ورزشی که برای تندرستی سودمند باشد... از جوان امروزی می‌پرسید در سال 1964 در فلان تیم اسپانیا در فلان روز
چه کسی نخستین گل را زد؟ فوری پاسخ شما را می‌دهد. اما اگر از او بپرسید ابوریحان بیرونی که بود و چه کرد، چیزی نمی‌داند. در کشور ما و دیگر کشورهای جهان سوم، افزون بر تلویزیون، رادیو و وسایل سرگرم‌کننده‌ی دیگر که اکنون رایانه هم به آن‌ها پیوسته، ورزش هم یکی از گرفتاری‌هاست...»

آقای مهندس وحید دستجردی در دنباله‌ی این نقل‌قول افزوده است: «واقعاً اگر بخش کوچکی از این حجم عظیم سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی و برنامه‌سازی که در جریان جام‌جهانی فوتبال صرف نمایش و تجزیه و تحلیل بازی‌ها شد، صرف آموزش و پرورش در زمینه‌های گوناگون، از جمله خلاقیت می‌شد، چه می‌شد!»

 

 


 

 

این هم نوشته‌ای از یک استاد سرشناس فیزیک و ریاضی درباره‌ی زنده‌یاد استاد پرویز شهریاری، به نقل از روزنامه‌ی شرق :

 

ـ پرویز شهریاری، ریاضی‌دانی که معلمِ زندگی‌ هم بود

 

نگاهی به زندگی و دستاوردهای علمی استاد «پرویز شهریاری»

نوشته‌ی اسفندیار معتمدی

 

که بود که بی‌درنگ پشت گوشی تلفن گفت: «استاد پرویز شهریاری صبح جمعه چشم از جهان فرو بست.»؟ چگونه توانست این خبر دردناک را بیان کند؟ و مرا چنین در صحراهای بی‌پایان اندوه رها کند؟ با شنیدن این خبر بود که آشفته شدم و به دنبال مُسکن گشتم و حافظ را گشودم که این غزل آمد:


فاش می‌گویم و از گفته‌ی خود دل‌شادم /  بنده‌ی عشق‌ام‌ و از هر دو جهان آزادم
طایر گلشن قدس‌ام، چه دهم شرح فراق / که در این دامگه حادثه چون افتادم
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود / آدم آورد در این دیر خراب‌آبادم


کمی آرامش یافتم و بر خود مسلط شدم و پذیرفتم که استاد «پرویز شهریاری» پس از عمری تلاش و خودسازی و اثرگذاری، روی در نقاب خاک کشیده است. اما «پرویز شهریاری» که بود و چه کرد که هزاران نفر با شنیدن نامِ بلندآوازه‌اش حالت سپاس و ستایش به خود می‌گیرند و او را از بیدارگران و بذرپاشانِ دانش و امید در این سرزمین می‌دانند و می‌نامند؟ او کجا به دنیا آمد و چگونه کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشت و چگونه از پله‌های علم و معرفت بالا
رفت و سرانجام به فردوس برین رسید؟
«پرویزشهریاری» دوم آذر ۱۳۰۵ در یکی از محله‌های کرمان به نام دولت‌خانه به دنیا آمد. خانواده‌اش زرتشتی بودند. پدرش کارگری کشاورز بود که به‌ناچار در کارخانه‌ی ریسندگی خورشیدی که تازه در کرمان تأسیس شده بود، مشغول به کار شد. اما تغییر محیط کار از فضای باز و آزادِ کشاورزی در مزرعه به فضای بسته و بی‌روح سالن ریسندگی، او را بیمار کرد و «شهریار دهقان» در زمستان ۱۳۱۷ در ۴۶سالگی از دنیا رفت و اداره‌ی امور اختر، پرویز، هرمز و مهراب را به همسرش، «گلستان» سپرد تا به پنبه‌پاک‌کنی، نخ‌ریسی و پشم‌ریسی
زندگی بخورونمیری فراهم کند و آن‌ها را به مدرسه بفرستد، تا کمال یابند و اثرگذار شوند.
«وقتی پدرم مرد، وضع ما بد بود، بدتر هم شد؛ به نحوی که گاهی در تمام روز یک تکه نان گیرمان نمی‌آمد تا بخوریم. مادر با هزار زحمت و کاری که می‌کرد، ما را اداره می‌کرد. من و هرمز، برادرم چون کمی بزرگ‌تر بودیم، قادر بودیم که کمی کمکش کنیم. در واقع انواع کارها را انجام دادیم، از بنایی گرفته تا خشت‌مالی و هزار کار دیگر، تا بتوانیم کمک‌خرج خانواده باشیم.»
«پرویز شهریاری» در مهرماه ۱۳۱۱ در دبستان کاویانی کرمان به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۱۸ به دبیرستان
ایران‌شهر رفت و دوره‌ی سه‌ساله‌ی آن را گذراند و وارد دانش‌سرای مقدماتی کرمان شد (۱۳۲۱). دوره‌ی دوساله‌ی دانش‌سرا را با موفقیت پیمود و شاگرد اول شد و برای ادامه‌ی تحصیل به تهران اعزام شد. پس از یک سال کلاس مقدماتیِ دانشکده‌ی ادبیات را گذراند و با دیپلم کاملِ متوسطه به دانش‌سرای عالی راه یافت و رشته‌ی ریاضی را برگزید. دوره‌ی تحصیلات دانشگاهی استاد «پرویز شهریاری» به جای سه سال دانشکده، به دلیل فعالیت‌های سیاسی ایشان و نیز اعتصابات و تعطیلیِ دانشگاه، ۹ سال طول کشید و ایشان در سال ۱۳۳۳ با حکم وزارت فرهنگ به دبیری ریاضی
دبیرستان‌های شیراز منصوب شد و در آن شهر به تدریس پرداخت.

استاد «پرویز شهریاری» معلم، مؤسس، مترجم و مؤلف بود. او در هر یک از این کارها بسیار کوشا و موفق بود. استاد شهریاری معلم بود. در مراسم تجلیل ایشان در همایش آموزش ریاضی دانشگاه کرمان، به تاریخ ۱۷ و ۱۸ اردیبهشت ۸۱ ، تنی چند از شاگردان ایشان که هر یک به مقام و مسئولیتی رسیده‌اند، سخنانی گفته‌اند که بخشی از آن‌ها چنین است:

ـ «پرویز شهریاری یکی از چهره‌های علم و اخلاق و عمل، به دور از رنگ و ریا و تملق است که با وفای ایرانی و صفای کرمانی از دیرباز در پس کرسی تدریس یا میز تحقیق می‌گوید، می‌نویسد و بر حوزه‌های دانش خویش و مرزهای جهان علم می‌افزاید. گرچه سنین کهولت را می‌گذراند، سرشار از رایحه‌ی زندگی‌ست و معنای حرکت و حیات و تفسیر روشن شور و عشق...» (دکتر علی مصطفوی، رییس دانشگاه کرمان)

ـ «سیمای دیرآشنای استاد پرویز شهریاری، پدر علم آموزش ریاضی که آثار همیشه ماندگارش اشارتی به خدمات صادقانه و تلاش‌های مجدانه‌اش دارد، همچنان خورشید فروزنده بر بام حکمت و علم و منطقِ زندگی‌ست و اکنون پیشکسوتِ معلمان کرمانی و صاحب‌نظر در فلسفه و علم و بنیاد‌گذارِ آموزش ریاضی ایران، چون نگینی در حلقه‌ی جان ما نشسته است. باشد که در سایه‌ی قدرشناسی از ایشان، در شناخت قدر خویش، خدای را بهتر بشناسیم.» (مهندس محمد
تقی‌زاده، رییس آموزش و پرورش کرمان)

ـ «از وقتی که چشم به کتاب باز کردیم و ریاضیات را شناختیم، پرویز شهریاری را شناختیم. او برای ما یک کتاب بود؛ نه یک کتاب، که کتاب‌های مثبت و مستدل و منطقی بود و ما هندسه و جبر و بسیاری آموزش‌های دیگر را از او یاد گرفتیم. من خود این تجربه را دارم که کتاب‌های ایشان را در منزل می‌خواندم، بدون آن که احتیاج به آموزگار داشته باشم و بسی دیر متوجه شدیم که در کنار ما یک مغز متفکر است که ما را تشویق می‌کند به تفکر، و بسیار دیرتر
فهمیدم که «این کتاب» و این کاغذها و در کنار این مغز متفکر یک قلب تپنده هم هست؛ قلبی که برای ملت خودش، برای خدمت به ملت خودش، خدمت به فرهنگ، خدمت به علم و خدمت به جامعه‌ی خودش می‌تپد و فوق‌العاده هم می‌تپد.» (دکتر رجبعلی‌پور، استاد ریاضی)

 

استاد پرویز شهریاری بیش از ۵۰ سال در دبیرستان‌ها، دانشکده‌های فنی و دانش‌سراهای تهران تدریس کرد و شاگردانی زبده و خلاق پرورش داد. استاد شهریاری مؤسس بود. او در سال ۱۳۳۹ گروه فرهنگی خوارزمی را در تهران پایه‌گذاری کرد. در ۱۳۴۰ دبیرستان دخترانه‌ی مرجان، و در سال ۱۳۵۰ گروه فرهنگی مرجان را با همکاری ۷۰۰  دبیر تأسیس کرد. مدرسه‌ی عالی علوم اراک را با کمک دکتر «عبدالکریم قریب» و دکتر «حسین
گل‌گلاب» در ۱۳۵۳ به وجود آورد. در تأسیس انتشارات خوارزمی و انتشارات توکا نیز سهمی عمده داشت.
استاد شهریاری نویسنده و ناشر بود. او به مدت هشت سال مجله‌ی «سخن علمی و فنی» را با توانایی کامل اداره و ۹۰ شماره از آن را منتشر کرد. مدتی نیز سرپرست دفتر ترویج علوم وزارت علوم و آموزش عالی بود و نشریه‌ای به نام «مسائل دانشگاهی» را انتشار می‌داد. از سال ۱۳۵۶ تا اسفند ۱۳۷۱، ۷۰ شماره از مجله‌ی «آشتی با ریاضیات» و «آشنایی با ریاضیات» را منتشر کرد. در سال نخستِ انقلاب، هفت شماره از نشریه‌ی «آشنایی با دانش» را برای دانشگاه آزاد ایران (پیش از
تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی) چاپ و منتشر کرد. او مجله‌ی «چیستا» را نیز از سال ۱۳۵۹ و «دانش و مردم» را از سال ۱۳۷۹ تا واپسین روزهای زندگیِ پربارش منتشر کرد. استاد شهریاری سال‌ها با مجله‌های «یکان»، «رشد» و «برهان» (در زمینه‌ی ریاضی متوسطه) همکاری داشت.

استاد پرویز شهریاری مؤلف و مترجم بود. در طول سال‌های تدریس، ۵۷ جلد کتاب درسی ریاضی تألیف کرد (در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۳۵ تا ۱۳۶۸). شماری از این کتاب‌ها را با همکاری آقایان باقر امامی، ازگمی بهنیا، شیخ رضایی و جهانگیر شمس‌آوری نوشته است. شماره‌ی کتاب‌هایی که ایشان ترجمه یا تألیف کرده، افزون بر ۲۰۸ جلد است. علاوه بر این، نزدیک به هزار مقاله در نشریات، به‌ویژه نشریه‌های علمی و ریاضی چاپ کرده است.

او به ریاضیات عشق می‌ورزید و بر این باور بود که «ریاضیات تنها ابزار کار مهندسان و فیزیک‌دانان و اخترشناسان نیست. ریاضیات می‌تواند به پژوهشگران تاریخ، به روان‌شناسان و حتا به نویسندگان و شاعران هم کمک کند و اثرهای آن‌ها را غنی‌تر و پراعتبارتر کند. به ‌جز این، ریاضیات سرشار از زیبایی‌ست و حیف است که هنرمندان و نویسندگانِ پُرتکاپوی ما از شناخت و درکِ این زیبایی محروم باشند.»

او جایی درباره‌ی آموزگار و انسان و ریاضی گفته است: «آدم‌های تک‌بعدی، نه خودشان زندگیِ درونیِ شایسته‌ای دارند و نه می‌توانند آموزگار زندگی دیگران باشند. جهانِ پیرامون، جهانی ریاضی است، هم جهان فیزیکی و هم جهان فلسفی و هنری. ریاضی‌دانی که جز رابطه‌ها و قانون‌های ریاضی به چیز دیگری کار ندارد، به دسته یا محور مکانیکی می‌ماند که تنها می‌تواند وسیله‌ی معینی را با اندازه و وزن معین، از جایی به جای دیگر منتقل کند و
البته این شایسته‌ی یک انسان نیست. ریاضی‌دان نه تنها باید با هنر و ادبیات آشنا باشد، بلکه باید به این آفریده‌های روح زیبای انسانی عشق بورزد، نه تنها هنر و ادبیات! ریاضی‌دان باید به تاریخ، فلسفه و علوم اجتماعی علاقه‌مند باشد و موسیقی را دوست داشته باشد. از سفر خوب لذت ببرد، کوتاه‌سخن: انسان باشد و بدون این‌ها ریاضی‌دان هم نیست.»

استاد پرویز شهریاری فردی پویا و پرتلاش بود و دیگران را نیز به حرکت و پویایی برمی‌انگیخت. او می‌گفت: «ما هنوز با جهان علم فاصله داریم، ولی نباید ناامید بود. تلاش‌هایی آغاز شده است که با همه‌ی نواقص خود، بسیار صمیمانه‌اند. تردید ندارم که بزرگان دانش ما، دیر یا زود موفق خواهند شد که توجهی بیش‌تر به این صمیمیت‌ها و تلاش‌ها و برداشتنِ سدهای مادی و معنوی و ترمزکننده، می‌تواند زمان رسیدن به این موفقیت را نزدیک‌تر کند.»

اکنون استاد پرویز شهریاری در خواب ابدی با آرامش خفته است، اما او بسیاری از خفتگان را بیدار کرد و به آن‌ها امید داد و عشق به زندگی آموخت و آثار ماندگار آفرید و در دل‌ها جای گرفت و در تاریخ ایران جایگاهی والا یافت.

 

 

برگرفته از :


 

 

ـ پی‌نوشت :

استاد اسفندیار معتمدی سده، نویسنده و صاحب نظر در تاریخ علم و آموزش و پرورش است و ریاست اتحادیه‌ی انجمن‌های آموزگاران فیزیک ایران را بر عهده دارد؛ و بیش از 76 عنوان کتاب و صدها مقاله پدید آورده است. دانش‌آموزان و دانشجویانِ دهه‌ی شصتِ خورشیدی، در برنامه‌ی تلویزیونیِ «مسابقه‌ی علمی» که از شبکه‌ی دوی سیما پخش می‌شد، احتمالاً چهره‌ی ایشان را که به‌عنوان کارشناس فیزیک به طرح پرسش و شرح مباحث تخصصی می‌پرداخت،
دیده‌اند.

 

 

 

 

ـ اگر به هر دلیل نوشتار بالا را درهم‌ریخته و نابه‌سامان مشاهده می‌کنید و خواندنش برایتان دشوار است، می‌توانید آن را از روی فایل Word پیوست مطالعه بفرمایید dir=ltr>.

 

 


ـ بخش‌های پیشینِ «سه‌شنبه‌ها با استاد» را در این نشانی‌ها بخوانید :



گردآوری، سامان‌بخشی و ویرایش : امیریاشار فیلا

 

 

سه شنبه 16 خرداد 1391 ساعت 12:01  
 نظرات    
 
مائده علیشاهی 18:33 سه شنبه 16 خرداد 1391
0
 مائده علیشاهی
سپاس فراوان از شما
علی علیزاده 21:11 سه شنبه 16 خرداد 1391
0
 علی علیزاده
ممنون
محسن نیک 07:14 چهارشنبه 17 خرداد 1391
0
 محسن نیک
ممنون