صفحه شخصی امیریاشار فیلا   
 
نام و نام خانوادگی: امیریاشار فیلا
استان: اصفهان - شهرستان: اصفهان
رشته: کارشناسی نقشه برداری
شغل:  پژوهشگر ، ویراستار و روزنامه‌نگار حوزه‌ی شهر ، مهندسی و ساختمان
تاریخ عضویت:  1389/06/12
 روزنوشت ها    
 

 کار راستین ... بخش عمومی

9



یکشنبه 31 خرداد 1394 ساعت 08:49  
 نظرات    
 
امیریاشار فیلا 16:30 یکشنبه 31 خرداد 1394
4
 امیریاشار فیلا

در این چهار ماهی که از پر کشیدنِ زنده‌یاد زاون قوکاسیان می‌گذرد، چندین بار به این اندیشیده‌ام که اگر کسی از دوستان یا بستگانِ زاون از روی نیک‌خواهی به او می‌گفت:

ـ «زاون، خسته به نظر میای. به نظر من، بی‌خیالِ سینما و ادبیات بشو، و به‌جای فرسوده کردنِ جون و ذهنت برو سر یه کار مرتبط با رشته‌ت (شیمی)، مثلن یه کارخونه‌ی رنگ یا یه تولیدکننده‌ی فرآورده‌های شوینده ...»،

آنگاه زاونِ مهربان‌مان به او چه پاسخی می‌داد؟

یا اگر زاون این سفارش دوستانه و نیک‌خواهانه را می‌پذیرفت، چه کسی می‌خواست پاسخ‌گوی آن بخش تهی‌مانده‌ی فرهنگِ ایران‌زمین باشد که زنده‌یاد زاون با مایه گذاشتن از خودش آن را پُر کرد؟



و خوش دارم این‌گونه بیندیشم که زاون در پاسخ به چنین توصیه‌ی دوستانه‌ای، با آن لبخند زیبا و واگیردارش گفته:

ـ شما لطف داری عزیز؛ ولی ما اگه از سر بریده می‌ترسیدیم، در محفل عاشقا نمی‌رقصیدیم...»

کسی چه می‌داند!؟ شاید این گفت‌وگو میان زاون و یک یا چند تن از دوستان و بستگانش، واقعاً هم اتفاق افتاده باشد ...

 زاون zaven
ـ «مرگ چنین خواجه نه کاری‌ست خُرد...»  (یادی از زنده‌یاد زاون قوکاسیان به‌عنوان سردبیر و روزنامه‌نگار)

ـ «او اصفهانِ من است ...» (نوشته‌ای از علی خدایی درباره‌ی زاون قوکاسیان)