صفحه شخصی امیریاشار فیلا   
 
نام و نام خانوادگی: امیریاشار فیلا
استان: اصفهان - شهرستان: اصفهان
رشته: کارشناسی نقشه برداری
شغل:  پژوهشگر ، ویراستار و روزنامه‌نگار حوزه‌ی شهر ، مهندسی و ساختمان
تاریخ عضویت:  1389/06/12
 روزنوشت ها    
 

 ترانه‌ی «بهار دلکش» با آوای گرم و شیرین رشید بهبودف بخش عمومی

19

رشید بهبودف را بیش‌تر ایرانیانِ بالای 30ساله می‌شناسند؛ او یکی از خوانندگانِ جمهوری آذربایجان بود که به خاطر اجرای بسیار زیبا و استادانه‌ی ترانه‌های بومی و اُپراهای مشهور، آوازه‌ای جهانی به دست آورد.


رشید بهبودوف در سال 1915 میلادی در شهر تفلیس (گرجستان) چشم به جهان گشود. عمده‌ی آوازه و شهرتِ او به خاطر ایفای نقش «عسگر» در نمایش موزیکالِ «آرشین‌مال‌آلان» است.
توانمندیِ کم‌یاب رشید و استعداد نادرش، یک‌شبه آشکار نشد؛ هرچند بی‌درنگ پس از یافته شدن، شهرتِ او همچون آتشی سرکش، فراگیر و شعله‌ور شد. رشید به‌گونه‌ای خستگی‌ناپذیر به سفر می‌رفت و در زمانی که شهروندانِ اتحاد جمهوری‌های شوروی در جوی خفقان‌آور و زهرآگین موسوم به «پرده‌ی آهنین» روزگار می‌گذراندند، او در سراسر جهان کنسرت‌هایی را یکی پس از دیگری اجرا می‌کرد.
وی به کشورهای پرشماری همچون ایران، بریتانیا، چین، فنلاند، بلغارستان، یوگسلاوی، هند، بلژیک، اتیوپی، عراق، شیلی، آرژانتین و ترکیه سفر کرد، و در هر کشور معمولاً یک ترانه هم به زبانِ همان کشور اجرا می‌کرد؛ که البته به خاطر نزدیکی‌های فرهنگی و هم‌ریشه بودن، شمار ترانه‌هایی که به زبان فارسی اجرا کرده است، بیش‌تر است و اکنون 14 یا 15 ترانه از آن اجراها به یادگار مانده است.
در ایران، او با نوازنده‌ی پیانو، چنگیز صادق‌اُف و نوازنده‌ی تار، احسان داداش‌اُف، برنامه اجرا کرد. این دو هنرمند در ایران بسیار محبوب بودند و زنجیره‌برنامه‌ها و کنسرت‌های دوهفته‌ایِ آن‌ها در ایران، به خاطر استقبال مردم دو ماه طول کشید.
رشید بهبودوف با آواز تِنور و تغزلی در سال‌های 1944 ـ 1938 در ارکستر فیلارمونیک ایروان (ارمنستان) در جایگاه تک‌خوان در اپراتئاتر دولتی ارمنستان هنرنمایی کرد. در آن زمان، هنوز تحریک‌ها و دسیسه‌چینی‌های کشورهای بیگانه‌ای همچون ترکیه و روسیه، میانه‌ی دو قوم آذری و ارمنی را شکرآب نکرده بود و نزدیکی‌ها و اشتراکاتِ هنریِ برخاسته از غنای فرهنگی ایران‌زمین، زمینه‌ساز همکاری‌های درخشان و بالندگی هنرهای فاخر در هر دو سرزمین بود.








رشید در سال‌های 1956 ـ 1946 در ارکستر فیلارمونیک دولتی آذربایجان و در سال‌های 1960 ـ 1953 در اپرا باله‌ی دولتی، کار و هنرنمایی می‌کرد. او در سال 1966 «ارکستر آذربایجان» را پایه‌گذاری کرد و در اجرای ترانه‌ها و موسیقی بومی آذربایجان و در اجرای نقش‌های متنوع در هنر تئاتر با آوازخوانی به ایفای نقش پرداخت.
عنوان «هنرمند مردمی اتحاد جماهیر شوروی» بزرگ‌ترین افتخاری بود که می‌توانست به یک هنرمند در شوروی داده شود. اما دولت شوروی مدت‌ها طفره رفت و این جایزه را از وی دریغ داشت. آن‌ها پذیرفتند که رشید خواننده‌ی بزرگی‌ست، اما گفتند که وی تنها خواننده‌ی پاپ است، نه اُپرا.
اما رشید تنها خواننده‌ی پاپ نبود و نقش‌های بسیار پیچیده‌ای را در اپرا اجرا می‌کرد؛ همان‌گونه که در نقش «بالاش» در اپرای سویل نشان داد و سرانجام به خاطر این کار جایزه‌ی «یادشه» را گرفت، که برای هنرمندانِ آذربایجانی رویدادی نامعمول بود؛ چون این لقب عموماً نصیب هنرمندانِ روسی می‌شد و هنرمندانِ دیگر جمهوری‌های اتحاد شوروی چون به‌گونه‌ای نانوشته شهروند درجه‌ی دو به شمار می‌رفتند، از آن محروم و بی‌نصیب بودند.
بسیاری معتقد بودند که رشید ترانه‌های روسی را به‌مراتب به‌تر از خوانندگانِ روس اجرا می‌کرد؛ هرچند که از هر فرصتی بهره می‌جست تا دلزدگیِ خود و هم‌میهنانش را از اجباری بودنِ یادگیری و تکلم به زبان روسی نشان دهد؛ و اشتیاق شهروندانِ جمهوری آذربایجان به بازگشت به اصل و ریشه‌های خودشان را از راه اجرای ترانه‌هایی به زبان فارسی ابراز می‌کرد.
او نهم ژوئن سال 1988 در هفتادوسه‌سالگی در مسکو درگذشت.






در فایل پیوستِ این روزنوشت، به عنوانِ پیشکشی نوروزی و بهارانه به اعضای ارجمند iiiwe، آوای گرم و شیرین رشید را می‌شنوید که ترانه‌ی «بهار دلکش» را به زبان فارسی می‌خواند.
همین اجرا، در نشانی زیر نیز به‌صورت آنلاین در دسترس و قابل‌مشاهده است :

http://www.aparat.com/v/5qNPV

فرارسیدنِ بهـار دلکش بر همه‌ی اقوام ایران‌زمین مبارک و فرخنده باد.

یکشنبه 27 اسفند 1391 ساعت 09:28
 نظرات    
 
امیریاشار فیلا 11:57 یکشنبه 27 اسفند 1391
1
 امیریاشار فیلا

با درودهای گرم نوروزی خدمت همه‌ی دوستان و همکاران؛

به هنگام فرستادنِ این روزنوشت، کمی شتاب و بی‌دقتی کردم و آن را بدون پیوست کردنِ فایل Media
برای بخش روزنوشت‌ها فرستادم.
البته دوستان همچنان می‌توانند این فایل را در نشانی یادشده از وبگاه «آپارات» آنلاین تماشا بفرمایند؛ اما
هریک از دوستان که مایل‌اند این فایل را دریافت کنند و روی رایانه‌ی خود داشته باشند، لطفاً همین‌جا بفرمایند
تا فایل را برایشان ایمیل کنم.


با شادباشی دیگربار به خاطر فرارسیدن بهار دلکش ...
قاسم سلمان پور 17:25 یکشنبه 27 اسفند 1391
0
 قاسم سلمان پور
سلام ،ممنون میشم واسم بفرستی
Email: ghasem.salmanpour@gmail.com
پیمان شبستانی 23:14 یکشنبه 27 اسفند 1391
1
 پیمان شبستانی
احسنت خیلی مطلب عالی ای بود حتما برای من ایمیل کن مهندس
اسم فیلمی که گفتی (ارشی مال آلان به معنی کسی که پارچه متری میخره ) هست و تمام آذری زبان ها حتما یک بار اینو دیدند واقعا زیباست

فیلم داستان مردیه که عاشق دختری میشه و در کسوت پارچه فروش میره به دیدنش واقعا فیلم قشنگیه
فیلم مشهور دیگه مشهدی عباد هست که از فیلم های بسیار بسیار معروف و ماندگار هست و به وضوح میشه در فیلم اعلامیه های فارسی رو روی دیوار شهر دید
تشکر فراوان مهندس ما را کجاها که نبردی
محمد ذوالفقاری 01:13 دوشنبه 28 اسفند 1391
0
 محمد ذوالفقاری
بسیار عالی
سیامک شاهنده 16:50 دوشنبه 28 اسفند 1391
1
 سیامک شاهنده
مهندس فیلا ،عزیز ؛یار و دوست گرامی و بزرگوار
بسیار دلنشین و روح انگیز بود و شایسته سپاسگزاری.زبان از بیان قاصر است. عفوبفرمایید.پیشاپیش سال 1392و نوروز باستانی را به شما وگرامیان ایرانیان پاک نهاد صمیمانه شادباش می گویم.پایدارباشید
امیریاشار فیلا 23:58 دوشنبه 28 اسفند 1391
1
 امیریاشار فیلا

دوستانی دارم،
بهتر از آب روان ...


لطف و مهر و نیک‌اندیشی همه‌ی شما دوستان و همکارانِ ارجمندم را ارج می‌نهم
و بابت حُسن توجه‌تان سپاسگزارم.

از پیشگاه پروردگار متعال برای یکایکِ شما نازنینان، نیک‌روزی و شادمانیِ پایدار می‌خواهم.
سال نو بر شما مبارک و همایون و خجسته باد.
روزگار به کام.
حمید رستمی 01:14 سه شنبه 13 فروردین 1392
1
 حمید رستمی
یاشا
امین کرمی 13:11 دوشنبه 19 فروردین 1392
1
 امین کرمی
سلام و درود خدمت همه دوستان عزیز.با تاخیر فراوان نوروز را خدمت همگی شاد باش میگم.مهندس فیلای عزیز لطفا بنده را هم بی نصیب نگذار و این تصنیف زیبا را برام ارسال کن.مخلصیم
امیریاشار فیلا 08:56 سه شنبه 20 فروردین 1392
0
 امیریاشار فیلا

با درود دیگربار خدمت همه‌ی دوستان ارجمندم،
و سلام و سپاسی ویژه به حضور آقایان مهندس رستمی و مهندس کرمی،
فرمایش مهرآمیز و درخواست‌های همه‌ی دوستانِ گران‌مایه‌ام را پاسخ گفتم و فایل یادشده را فرستادم.

پاینده و شادمان باشید دوستان.
سیامک شاهنده 12:09 دوشنبه 26 فروردین 1392
0
 سیامک شاهنده
با درود،به شما یار گرامی و شیرین سخن.
نوشتار شما بسیار شیوا و بس دلنشین می نماید و از اینکه ما را از این شیوایی بی نصیب نمی گزارید سپاس گزارم.من نیز به شوق آمده وخرسند خواهم شد تافایل یاد شده را برایم ایمیل نمایید.
درخواستی دیگر دارم وبه نظرم می رسد که یکی از دوستان فایلی آماده کرده اند که هر نوشتاری را به فارسی برمی گرداند و به درصد، فارسی شده ی هر نوشته ایی رامعین می کند .شاید شما این فایل را بیابید یا در اختیار داشته باشید .اگرچنین است ،به همگان ارایه نمایید بهتر می توانیم فارسی بنویسیم.
بازهم از شما سپاس گزارم و بهروزی و پیروزی تان را از پروردگار خواهانم.
امیریاشار فیلا 13:04 سه شنبه 27 فروردین 1392
0
 امیریاشار فیلا

درودهای گرم و بهاری من پیشکش به شما، آقای مهندس شاهنده، دوست ارجمند.
مهر و نوازش شما مایه‌ی دلگرمی و شادمانی‌ست؛ سپاسگزارم و لطف‌تان را ارج می‌نهم.

شرمسارم که فایل یا نرم‌افزاری را که از آن سخن گفته‌اید، نمی‌شناسم و درباره‌اش آگاهی ندارم.
اما پرس‌وجو خواهم کرد و چنانچه آن را ـ یا ابزاری همانند آن را ـ بیابم، حتماً با دوستانِ نازنینی همچون شما به اشتراک خواهم گذاشت.

مهرتان افزون ، روزگارتان خرم.
امیریاشار فیلا 16:09 پنجشنبه 10 بهمن 1392
2
 امیریاشار فیلا

«پرسیدم: "آقای گلپا چی بزنم؟" گفت: "هر چی دوست داری بزن". گفتم: "سه‌گاه خوبه؟" گفت "خیلی عالیه". دوباره پرسیدم: "از چه نتی بزنم؟" گلپا با غرور خاصی پاسخ داد: "از هرجا دوست داری بزن". به‌هرحال هر خواننده محدوده‌ی صدایی خاصی دارد و معمولاً خوانندگان جای صدا‌یشان را به نوازنده می‌گویند؛ اما گلپا دست من را باز گذاشت. من هم با شیطنتِ جوانی که در آن سن داشتم، "چپ‌کوک" برای ایشان زدم که جای صدای خانم‌هاست و اجرایش برای یک خواننده‌ی مرد تقریباً ناممکن است. ته دلم هم با همان شیطنت خاص جوانی منتظر بودم ببینم گلپا چه می‌کند؟ گلپا زمزمه‌ای زیر لب کرد و بعد با ابتکار بسیار جالبی شروع به خواندنِ مثنویِ مخالفِ سه‌گاه کرد که دقیقاً جای صدای خواننده‌ی مرد قرار می‌گرفت؛ و این شعر بهادر یگانه را اجرا کرد: خدایی کن‌ ای مه گناهم ببخش / در آغوش هستی پناهم ببخش / به عشقم نگیری، به مرگم سپار / به اشکم نبخشی، به آهم ببخش / به موی سپیدم نظر کن به مهر / پس آنگه به بخت سیاهم ببخش. به‌قدری این آواز در منِ نوجوان اثر کرد که جادو شدم و از شیطنتی هم که کرده بودم، پشیمان شدم ...»

(بخشی از خاطره‌ای که میلاد کیایی، آهنگ‌ساز و نوازنده‌ی سنتور
در روزنامه‌ی «شرق» دیروز، نهم بهمن 92 نوشته است.)


امروز، دهم بهمن 1392، هشتادمین سالگرد زادروز استاد اکبر گلپایگانی («گلپا») است؛
استاد ِ نام‌دار و بی‌همتایی که چیرگی و کاربلدی ِ شگفت‌آورش در آواز ایرانی، باعث شد مردم از همان سال‌های میان‌سالی‌اش، او را «حنجره‌طلایی» بخوانند.

یزدان را هزاران بار سپاس، که در آغاز هشتادویکمین سال زندگی، استاد گلپا همچنان ـ بنام‌ایزد ـ تندرست و چالاک و سرحال و تردماغ هستند و به گفته‌ی خودشان، سرگرم انتقال آموخته‌ها و آزموده‌هایشان به چند شاگرد مستعدند؛ گویی آن‌گونه که خودشان در ترانه‌ی «موی سپید» خوانده‌اند، «عشق پادرمیانی کرده»، تا ایشان «احساس جوانی» کنند.

برای این استاد یگانه و دوست‌داشتنی، تندرستی و طول عمر آرزو می‌کنیم و به ایشان بابت همه‌ی خاطره‌های غنی و شیرینی که برای چند نسل از ایرانیان برجای گذاشته‌اند، سپاس می‌گوییم.
استاد! تولدتان مبارک!

روزنامه‌ی «شرق» در شماره‌ی دیروزش (نهم بهمن 92) گفت‌وگویی را که در یکی از واپسین روزهای پاییز امسال با استاد انجام داده، به بهانه‌ی سالگرد زادروز ایشان به چاپ رسانده است؛ که دوست‌داران می‌توانند در این نشانی این گفت‌وگوی خواندنی را بخوانند :

گفت‌وگوی استاد گلپا با روزنامه‌ی «شرق»

پیشنهاد می‌کنم حتماً این دو خاطره‌ی نوشتاری را هم که در همان روزنامه منتشر شده، بخوانید:

خاطره‌ای از میلاد کیایی درباره‌ی استاد گلپایگانی

خاطره‌ای از منصور نریمان درباره‌ی استاد گلپایگانی