صفحه شخصی امیریاشار فیلا   
 
نام و نام خانوادگی: امیریاشار فیلا
استان: اصفهان - شهرستان: اصفهان
رشته: کارشناسی نقشه برداری
شغل:  پژوهشگر ، ویراستار و روزنامه‌نگار حوزه‌ی شهر ، مهندسی و ساختمان
تاریخ عضویت:  1389/06/12
 روزنوشت ها    
 

 عشق به شاهنامه و فردوسی در آذربایجان بخش عمومی

12

گرچه نام حکیم توس با زبان پارسی در پیوند است، اما پیام شاهنامه در سرزمین‌هایی که اکنون غیرپارسی‌زبان هستند نیز شنیده شده است. اکنون که این نوشتار نگاشته می‌شود، سالیان درازی از نخستین ترجمه‌ی شاهنامه‌ی فردوسی به زبان آذری می‌گذرد.
 
پیکره‌ی حکیم فردوسی توسی در شهر تبریز
 
 
 
 

 
ابوالقاسم فردوسی انسانی آزادمنش، حکیمی چابک‌اندیشه و شاعری بسیار توانمند بوده است که قدرت شعرش همگان را به حیرت و تحسین واداشته است، به گونه‌ای که انوری، قصیده‌سرای کم‌نظیر ایران‌زمین، او را نه شاعر، بلکه «خداوندگار شاعران» نامیده است.
در طول هزاره‌ی پس از فردوسی، سخنوران بسیاری در کنار تحسین شاهنامه در پی کشف رمز و راز جاودانگی و تأثیرگذاریِ آن بوده‌اند؛ که بسیاری از اینان پس از بررسی‌های فراوان و بیان دلایلی همچون استعداد و نبوغ ذاتی و سرشار شاعر در سرودن اشعار حماسی، مهم‌ترین عامل ماندگاریِ شاهنامه را در الهام‌گیریِ پدیدآورنده‌ی بزرگش از تاریخ پرافتخار گستره‌ی ایران‌زمین دانسته‌اند، که بسیار
فراتر از مرزهای کنونی کشور ایران است و بیش‌تر کشورهای منطقه را دربرمی‌گیرد.

 
در پایان سده‌ی نوزدهم و آغاز سده‌ی بیستم میلادی (سال‌های 1890 تا1920) نفوذ و تأثیر شاهنامه در جمهوری آذربایجان، به‌ویژه در شهر باکو، به مرحله‌ای شگفت‌آور رسیده بود.
با آگاهی از گستردگی این تآثیر، نخستین پرسشی که بی‌درنگ به ذهن می‌آید،؛ این است که چرا شاهنامه‌ی فردوسی، طی قرن اخیر این‌گونه مورد توجه مردم آذربایجان بوده است؟
واقعیت این است که مردم آذربایجان پس از جدایی ناخواسته از دامانِ ایران‌زمین و پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که تحت استیلای تزارها و بلشویک‌ها بودند، با توجه به ویژگی حماسی شاهنامه، آن را درمان دردهایشان و رشته‌ی پیوندشان با مام میهن می‌دانسته‌اند و امروزه نیز به حکیم ابوالقاسم فردوسی به‌عنوان شاعر بلندآوازه و آزاداندیشِ موطن اصلی خود عشق
می‌ورزند.

شاهنامه‌خوانی و شاهنامه‌شناسی، ترجمه و تحقیق درباره‌ی داستان‌های شاهنامه و واکاویِ درون‌مایه‌ی اندیشه‌های فرزانه‌ی ایرانی برخاسته از توس، از دلایل بیداری و خیزش مردم آذربایجان بود. در چنان وضع و روزگاری بود که آذربایجانی‌ها، ادبیات پربار فارسی و از همه بیش‌تر «شاهنامه» را به جان خریدند؛ چرا که شاهنامه درمان دردشان و پاسخ‌گوی نیازهای ذوقی‌شان بود.

 
نخستین اندیشمند آذربایجانی که بخشی از شاهنامه را از پارسی به آذری برگرداند، «رشید اسماعیل‌اوغلی افندی‌زاده» بود. این ترجمه با نام «رستم و سهراب» در سال 1906 میلادی به زبان آذری و با تکیه بر همان بند و قافیه‌ی شاهنامه چاپ شد. وی در برگردانِ خویش، از فردوسی با نام‌هایی همچون «شاعیرلر شاهی» (=شاه شاعران) و نیز «حضرت حکیم توس» یاد می‌کند و در شناساندن شاهنامه
می‌نویسد: «شاهنامه چنان ارزشمند و گران‌بهاست که حتا بیگانگانِ فرنگی، به‌ویژه دانشمندان و ادیبان انگلیسی و آلمانی نیز به‌منظور خواندن شاهنامه ناگزیر شدند زبان فارسی را بیاموزند».

 
در سال 1901 میلادی گروهی از فرهیختگان آذربایجان با کوشش «ملاتقی»، برای شاهنامه‌خوانی «شهرت‌یار»، مرشد نامور ایرانی را از لنکران به باکو دعوت کردند. وی در باکو در خانه‌های بازرگانان نامی آذری و ارمنی همچون: «حاجی ضربعلی»، «حاجی آقاداعی»، «حاجی رجبعلی»، و «حاجی یونس» می‌‌رفت و تا بامدادان به شاهنامه‌خوانی می‌پرداخت. شاهنامه‌خوانی ایشان در هر خانه، چند هفته به درازا
می‌کشیده است. در آیین شاهنامه‌خوانی، شاهنامه‌خوانانِ محلی و گروه‌های گوناگونی از مردم گرد هم می‌آمدند. کم‌کم این کار به شیوه‌ای همگانی بدل شد و زمینه‌ساز نگرانی و هراس حاکمانِ روس شد.

اکنون نیز که سال‌ها از نخستین ترجمه‌ی شاهنامه به زبان آذری می‌گذرد و پیوندی تنگاتنگ و ناگسستی میان مردم جمهوری آذربایجان و شاهنامه برقرار شده است، نویسندگان و اندیشمندانِ بسیاری، سراسر شاهنامه یا بخش‌هایی از آن را به زبان آذری ترجمه کرده‌اند؛ فیلمنامه‌نویسان و درام‌نویسانِ پرشماری بر اساس شاهنامه آثاری پدید آورده‌اند؛ بازیگران زیادی با هنرنمایی در نقش
شخصیت‌های شاهنامه، در تاریخ آذربایجان ماندگار شده‌اند؛ و نویسندگان و اندیشمندان فراوانی درباره‌ی فردوسی و شاهنامه خامه‌فرسایی کرده‌اند.

 
حلقه‌ی پیوند شاهنامه و آذربایجان را باید در دل و جان مردمِ آن دیار جست‌وجو کرد. در آذربایجان، فردوسی و شاهنامه نخست در میان اقشار گوناگون مردم مورد توجه قرار گرفت و پیش از همه وارد پندار، روحیه و اخلاقیات مردم شد، و پس از آن بود که به
کانون‌های علمی و ادبی راه یافت.
پیوند مردم با شاهنامه‌خوانی در آذرآبادگان به گونه‌ای بوده است که مفاهیم آن را به پاره‌ای از فرهنگ همگانی و عمومی تبدیل کرده است و بهره‌گیریِ مردم از نام‌های شخصیت‌های شاهنامه برای نام‌گذاریِ فرزندان‌شان، تنها نمونه‌ای کوچک از علاقه‌مندی آذربایجانی‌ها به شاهنامه شمرده می‌شود.
می‌توان گفت که شاهنامه همان‌سان که رکنی از فرهنگ ایران‌زمین بوده و آن را شکل داده، طبعاً با آداب و سنن و فرهنگ مردم آذربایجان نیز که بخشی از گستره‌ی وسیع ایران‌زمین بوده و هست، آمیخته و عجین شده است؛ به‌گونه‌ای که هنوز هم ترجمه‌هایی که از شاهنامه‌ی فردوسی به زبان آذری منتشر می‌شود، مورد استقبال گسترده‌ی مردم و دانشگاهیانِ آذریایجان قرار می‌گیرد،
که نمونه‌ای از آن، استقبال فوق‌العاده از ترجمه‌ای بود که شرق‌شناس و ایران‌شناس برجسته‌ی آذربایجان، دکتر مبارز علیزاده آن را به انجام رساند و چهار ـ پنج سال پیش در باکو به زیور چاپ آراسته شد.

 
آشنایـان بـا تاریخ سرزمینی که امروزه «جمهوری آذربایجان» نامیده می‌شود، نیک می‌دانند که «سازش‌ناپذیری با اشغالگران» از ویژگی‌های بارز مردم آذربایجان در دوران حکومت روس‌ها بود، و پس از استقلالِ این کشور از اتحاد جماهیر شوروی نیز رجوع و بازگشت به اصل خویش، به یکی از خواست‌ها و برنامه‌های محوری در زمینه‌ی فرهنگ جمهوری آذربایجان تبدیل شد.
در حقیقت، همان‌گونه که حکیم ابوالقاسم فروسی در زمانه‌ای که با اشاره‌ی خلیفه‌ی عبـاسی، محمــود و مسعود غزنوی در ری و آمل، و طغرل سلجوقی در بغداد، خون فرزندانِ بی‌گناهِ ایران‌زمین را می‌ریختند، به‌صراحت ندای آزادگی و برابری ابنای بشر را سر داد، مردم شریف آذربایجان نیز در طول سالیان استیلای بیگانگان روس، هیچگاه اصل و ریشه‌ی خویش و پیوندشان با سرزمین
مادری را از یاد نبردند و به عشق و امید پیوند دوباره با مام میهن، آن دوره‌ی تاریک را پشت سر گذاشتند؛ و شاید همین موضوع رمز و راز پیوندِ دیرین مردم آذربایجان با فردوسی پاکزاد باشد
.
 
چو شد ساخته کار آتشکده
همان جای نوروز و جشن سده
 
بیامد سوی آذرآبادگان
خود و نامداران و آزادگان
 
پرستندگان پیش آذر شدند
همه موبدان دست بر سر شدند
 
در پایان، باید یادآور شد که یکی از باشکوه‌ترین جشن‌های هزاره‌ی فردوسی را آذربایجانی‌ها برگزار کردند. در این جشن، فردوسی به‌عنوان شاعری که بر ادبیات همه‌ی مردم گیتی تأثیر داشته و خواهد داشت، معرفی شد و از او به‌عنوان انسانی جهانی و ویژه
با جایگاه والا، یاد شد.

 
 
 
 
برگرفته از : خبرگزاری مهر  و
http://artnewsyasna.persianblog.ir/post/235
یکپارچه‌سازی و ویرایش : امیریاشار فیلا
 

دوشنبه 8 خرداد 1391 ساعت 10:10
 نظرات    
 
مائده علیشاهی 11:57 سه شنبه 9 خرداد 1391
0
 مائده علیشاهی
بسیار ممنونم از شما.......
م افتخاری 12:46 سه شنبه 9 خرداد 1391
0
 م افتخاری
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
آنچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد


آنقدر به داشته‌هایمان بی اعتنایی میکنیم که بیگانگان نسبت به استفاده و حتی مصادره آنها اقدام میکنند
نقی موسوی 23:38 چهارشنبه 17 خرداد 1391
0
 نقی موسوی
باور کردیم!!
امیریاشار فیلا 11:28 پنجشنبه 18 خرداد 1391
0
 امیریاشار فیلا

تو این گر دگرگونه دانی بگوی
که از دانش افزون شود آبروی


نگه کن که دانای ایران چه گفت
بدانگه که بگشاد راز از نهفت


چنان دان که نادان‌ترین کس تویی
اگر پند دانندگان نشنوی


پرستنده‌ی آز و جویای کین،
به گیتی ز کس نشنود آفرین


کند برگ پژمرده و بیخ سست
سرش سوی پستی گراید نخست


بزرگان ایران و فرزند من
بخوانند بر تو همه پند من


مگر پند من سربه‌سر بشنوی
به گفتار هشیار من بگروی


اگر راست باشد دلت با زبان
گذشتی ز تیمار و رستی به جان


بر و بوم و خویشانت آباد گشت
ز تیغ من‌ات گردن آزاد گشت


ور از تو پدیدار آید گناه
نماند به تو مهر و تخت و کلاه


نخستین کسی کو پی افگند کین
به خون ریختن برنوشت آستین


به خون سیاوش یازید دست
جهانی به بیداد برکرد پست


تو نشنیدی آن داستان بزرگ
که شیر ژیان آورد پیش گرگ


که هر کو به خون کیان دست آخت،
زمانه به‌جز خاک جایش نساخت


گر این گفته‌های مرا نشنوی،
به فرجام کارت پشیمان شوی


پشیمانی آنگه نداردت سود
که تیغ زمانه سرت را درود

امیریاشار فیلا 03:46 دوشنبه 7 بهمن 1392
0
 امیریاشار فیلا

یک بازی ایرانی علمی ـ تخیلی با داستانی الهام‌گرفته از شاهنامه
به بازار بازی‌های رایانه‌ای راه می‌یابد


بازی علمی ـ تخیلی «جنون سیاه : تله» با داستانی سراسر ایرانی و برگرفته از اسطوره‌ی کهن ضحاک در شاهنامه‌ی فردوسی، سال آینده به بازار بازی‌های رایانه‌ای کشور راه می‌یابد.

به گزارش خبرنگار مهر، بازی «جنون سیاه : تله» از ساخته‌های بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای است که 70درصد از پله‌های تولید آن پیموده شده و قرار است سال 93 در بازار بازی‌های رایانه‌ای در دست‌رس خریداران باشد. این بازی در قالب سبک سوم شخص تیرانداز و گونه‌ی (ژانر) اکشن وحشت ساخته شده است.

ژانر علمی ـ تخیلی و وحشت از گونه‌های دیگرگونه و پرکشش در جهان بازی‌سازی به شمار می‌رود و به خاطر نیاز به توانِ هنری و فنی بالا، گسترش آن‌ها چندان آسان نیست؛ با این همه، اکنون بازی‌های بسیاری از این گونه در کشور در دست ساخت است.

بازی رایانه‌ای «جنون سیاه : تله» به طراحی هادی جعفری منفرد و با پشتیبانی بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در شرکت فن‌آوران توسن‌گام در دست تولید است و میانه‌ی سال آینده در شبکه‌ی پخش گذاشته می‌شود.

این بازی داستانی سراسر ایرانی دارد که برگرفته از اسطوره‌ی کهن ضحاک در شاهنامه‌ی فردوسی است. در واقع «جنون سیاه : تله» روایتی نو از مفاهیم نهفته در آن اسطوره‌ی کهن است که در فضایی علمی ـ تخیلی در آینده رخ می‌دهد.

عنصر "داستان" در این بازی بسیار بیش‌تر از اندازه‌ی معمولِ دیگر بازی‌های ساخته‌شده مورد توجه بوده و این روند از گستردگی بازی‌نامه آشکار است.

داستان «جنون سیاه : تله» که در آینده‌ای نامعلوم رخ می‌دهد، حکایت پلیس جوانی است که در یکی از روزهای عادی کاری‌اش، ناگهان با پدیده‌ای شگفت و موجوداتی ناشناخته روبه‌رو می‌شود که حاصل نبوغ دانشمندی شیطان‌صفت‌اند. این داستان از یک سو چشم به آینده‌ای تاریک برای جهان، و از سوی دیگر نگاهی به اسطوره‌های کهن و باستانی دارد.

«جنون سیاه : تله» با دارا بودنِ نزدیک به 10 ساعت گیم‌پلی، تجربه‌ای تازه از بازی‌های ایرانی را در برابر مخاطبانش گذاشته و بازیکنان در این گیم ایرانی با محیط‌هایی متنوع و خیره‌کننده روبه‌رو می‌شوند.



برگرفته از :

خبرگزاری مهر