صفحه شخصی امیریاشار فیلا   
 
نام و نام خانوادگی: امیریاشار فیلا
استان: اصفهان - شهرستان: اصفهان
رشته: کارشناسی نقشه برداری
شغل:  پژوهشگر ، ویراستار و روزنامه‌نگار حوزه‌ی شهر ، مهندسی و ساختمان
تاریخ عضویت:  1389/06/12
 روزنوشت ها    
 

 «نوروز تو راهه ...» بخش عمومی

16
برای دریافت فایلها باید از نرم افزار های ویژه دانلود استفاده نمایید. (برای اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید)

به همراه این روزنوشت، لینک‌های تماشا و دانلود قطعه‌ی ارکسترال و کُرالِ «نوروز تو راهه» از مجموعه‌ی «رنگین‌کمون»، اثر ماندگار زنده‌یاد ثمین باغچه‌بان، که در فایلی تصویری با نماها و تصویرهایی نوروزی تلفیق شده، فرستاده شده است.

ثمین باغچه‌بان، شاعر، نویسنده، آهنگ‌ساز و مترجم ایرانی، در سال 1304 خورشیدی در تبریز زاده شد. او که فرزند «جبار باغچه‌بان» (آموزگار نام‌دار و پایه‌گذار شیوه‌ی نوین آموزش به کودکان ناشنوا) بود، کودکی خود را در شیراز گذراند و هفت‌ساله بود که با خانواده‌اش به تهران رفت و تحصیلاتش را در آن‌جا گذراند.
ثمین باغچه‌بان دوست داشت نواختنِ پیانو را یاد بگیرد؛ اما به‌علت نبود پیانو در خانه و از آن رو که خانواده‌اش توان مالی نداشت، و نیز به‌خاطر آن که مادرش ویولون داشت، ناچار به برگزیدنِ ویولون شد. ولی ویولونِ مادرش هم به‌علت تعمیر نامناسب، صدایی درخور نداشت و هنرستان موسیقی آن را نپذیرفت. سرانجام از آن رو که می‌توانست ساز اُبوای هنرستان را امانت بگیرد، این ساز را برگزید.
او از راه برنامه‌ای که با توافق رضاشاه و آتاترک در زمینه‌ی پذیرش دانشجویانِ ایران و ترکیه به اجرا درآمد، رهسپار ترکیه شد. در این برنامه 120 دانشجوی ایرانی در گروه‌های 20تایی به کشور همسایه اعزام می‌شدند، و ثمین در واپسین گروه بود.
او در استانبول با «اِولین (Evlin) باغچه‌بان» آشنا شد، که خواننده و موسیقی‌دانی ارمنی‌تبار و اهل ترکیه بود، و او را به همسری برگزید. هر دوی آن‌ها پس از بازگشت به ایران، کارمند «مدرسه‌ی عالی موسیقی» شدند: ثمین کمپوزیسیون و کونترپوان درس می‌داد، و اِولین آواز و پیانو.
ثمین کتابی هم درباره‌ی پدرش («جبار عسکرزاده»، مشهور به «جبار باغچه‌بان») نوشت، که «چهره‌هایی از پدرم» نام دارد. در کارنامه‌ی او، مجموعه‌ی «رنگین‌کمون»، که دربردارنده‌ی آهنگ‌ها و سروده‌های او برای کودکان است و با همکاریِ همسرش، اِولین و شادروان «توماس کریستین داوید» و زنده‌یاد «بهجت قیصری» ساخته شد، جایگاهی ویژه دارد.
او تا پیش از سال 1357، آثاری برای ارکستر می‌نوشت که با رهبری «حشمت سنجری» و دیگر رهبران ارکستر در ایران، از سوی «ارکستر سمفونیک تهران» اجرا شد. پس از انقلاب، ثمین و اِولین برای همیشه به ترکیه مهاجرات کردند.
از دیگر کارهای ثمین باغچه‌بان، برگردانِ کتاب‌هایی از «عزیز نسین» و «یاشار کمال» به فارسی را می‌توان نام بُرد.


همان‌گونه که گفته شد، مجموعه‌ی «رنگین‌کمون»، شامل کتاب شعر، دفتر نت، صفحه‌ی موسیقی و نوار کاست (که در بازنشرهای تازه‌تر، CD جایگزین دو قلم آخر شده است) از به‌یادماندنی‌ترین اثرهای ثمین باغچه‌بان به شمار می‌رود.
آهنگ‌های این مجموعه، با همکاریِ اعضای ارکستر سمفونیک رادیو وین، به رهبریِ توماس کریستین داوید، و گروه همسرایان میترا به رهبریِ «اِولین باغچه‌بان» اجرا شده‌اند؛ و «بهجت قیصری» خواننده‌ی سوپرانو و خود اِولین متزوسوپرانوی آن بودند.
نقاشی‌های کتاب «رنگین‌کمون» هم، کار «پرویز کلانتری» هستند. در این مجموعه، 10 شعر / آهنگ با این نام‌ها هست:
ـ نوروز تو راهه
ـ روز برف‌بازیه
ـ گنجیشک و برف و بارون
ـ ترن قشنگِ من
ـ جای آهو
ـ گربه‌ای که مادره
ـ کرنگِ بلا
ـ عروسک جون
ـ پنج‌تا نقاشی
ـ باغ ما پرچین داره

آهنگِ «باغ ما پرچین داره» که در وصف ایران سروده و ساخته شده، نشان‌دهنده‌ی زرفای میهن‌دوستی ثمین باغچه‌بان است.
این هنرمند خوش‌ذوق، 29 اسفند سال 1386 به‌علت ایست قلبی در استانبول درگذشت و بهار و نوروز 1387 را ندید.



فایل دیداریِ قطعه‌ی ارکسترال و کُرالِ «نوروز تو راهه» از مجموعه‌ی «رنگین‌کمون» که با نماها و تصویرهایی نوروزی تلفیق شده، و از لینک‌های زیر قابل دریافت و تماشای آنلاین است، به کوچولوهای نازنین: «سیاوش شیربان» و دخترخانم چهارساله‌ی آقای مهندس مهیاری (که نامش را نمی‌دانم) و همه‌ی فرزندانِ دلبند مهندسان عضو iiiwe پیشکش می‌شود.
حجم این فایل اندکی بیش‌تر از حجم معمولِ فایل‌هایی‌ست که در این همایشگاه مجازی به اشتراک گذاشته می‌شود؛ اما به پاس نوروز ایرانی و به یاد آفریننده‌ی «نوروز تو راهه» گمان می‌کنم به صرف وقت و دانلود کردنش می‌ارزد.
همچنین، اجرایی بی‌‌کلام از این آهنگِ شنیدنی هم در فرمت MP3 فرستاده شده، که می‌تواند نوایی آرامش‌بخش برای هنگام خوابِ خردسالانِ نازنین باشد، و برایشان رویاهایی زرین و خواب‌هایی رنگارنگ از جنس بهار و نوروز به ارمغان آورد.

پیشاپیش نوروز را به همه‌ی شما دوستان و همکارانِ ارجمند،
به‌ویژه به کودکانِ درونتان، شادباش می‌گویم.
در پناه پروردگار، شاد و پیروز و تندرست باشید.


ارادتمند شما ، امیریاشار فیلا















ویدئوی «نوروز تو راهه» را در این نشانی تماشا بفرمایید :

http://www.aparat.com/v/5PmWJ


یا از این نشانی، دانلود بفرمایید :




حجم فایل : 27.86 Mb


سه شنبه 22 اسفند 1391 ساعت 10:09  
 نظرات    
 
ندا اسفندیاری 22:18 سه شنبه 22 اسفند 1391
1
 ندا اسفندیاری
خیلی عالی بود
به من خیلی چسبید
ممنون
مهسا معتمد 23:11 سه شنبه 22 اسفند 1391
1
 مهسا معتمد
مرسی خیلی جالب بود :)
امیریاشار فیلا 13:00 پنجشنبه 24 اسفند 1391
0
 امیریاشار فیلا

آقای مهندس شیربان، آقای مهندس مهیاری،
آیا فرصت کردید هدیه‌ی ناقابل کوچولوهای نازنین را نشانشان بدهید؟
خوششان آمد؟
امیریاشار فیلا 13:06 پنجشنبه 24 اسفند 1391
1
 امیریاشار فیلا

همکاران و دوستان ارجمند،
سپاس بابت ابراز لطف‌تان؛ شادمانم که پسندیده‌اید.

ویژگی مشترک و ستودنیِ شما دو بانوی گران‌مایه در بهره‌گیری از تصویر پروفایل برای آرمان‌های متعالی ملی و میهنی و فرهنگی، بسی درخور تقدیر و ارج نهادن است.

پیشاپیش شادباشی ویژه و اختصاصی می‌گویم به شما، به خاطر فرارسیدن نوروز و نو شدنِ روزگار؛
پاینده و شاد و خرسند و تندرست باشید.
نورزتان پیروز.
اختر قلی زاده 09:15 شنبه 26 اسفند 1391
1
 اختر قلی زاده
ممنون آقای مهندس فیلای گرامی، خیلی جالب بود.
مهسا معتمد 12:18 شنبه 26 اسفند 1391
1
 مهسا معتمد

بهار با تمام رنگارنگی یک پیام دارد(یکرنگی)

جناب آقای مهندس فیلا من هم پیشاپیش رسیدن فصل بهار و نوروز باستانی را خدمت شما و تمام

دوستان و همکاران عزیز تبریک می گویم.


م افتخاری 15:34 شنبه 26 اسفند 1391
1
 م افتخاری
سپاس
امیریاشار فیلا 18:42 شنبه 26 اسفند 1391
0
 امیریاشار فیلا
سرکارخانم مهندس قلی‌زاده
با درود و شادباش،
تا نام شما را در زمره‌ی دوستدارانِ این روزنوشت دیدم، به یاد آوردم که یک بار گفته بودید دختر کوچولویی دارید که صبح‌ها زود بیدار شدن اندکی برایش دشوار است.
با آرزوی تندرستی و شادمانی برای شما و همه‌ی اعضای خانواده‌ی ارجمندتان، این نماهنگ را افزون بر دو کوچولوی نازنینی که پیش‌تر در متن روزنوشت از آن‌ها یاد کرده‌ام («سیاوش شیربان» دوست‌داشتنی و «مهشید مهیاری» گل)، همچنین به دختر کوچولوی نازنین شما پیشکش می‌کنم.

اگر دخترتان از این نماهنگ و آهنگِ زیبای زنده‌یاد ثمین باغچه‌بان خوشش بیاید، شاید بد نباشد که در سالِ تازه، صبح‌ها برای بیدار کردنِ او، اجرای بی‌کلام و لطیف و ملایم این قطعه را هم که به پیوستِ همین روزنوشت در فرمتِ MP3 در دسترس است، بیازمایید.
گمان می‌کنم کارساز باشد و جواب بدهد.


سال نویتان همایون و مبارک !
رضا مهیاری 20:41 شنبه 26 اسفند 1391
1
 رضا مهیاری
فیلا جان عزیزم هدیه ارزشمند شمارا در دم دانلود کردم. همزمان با تایپ این مطلب، مهشید کوچولو داره گوش میکنه. بدون اینکه چیزی بگم اومده نزدیکتر و ابراز رضایت میکنه

خیلی ممنون از شما
از طرف خودم و مهشید
امیریاشار فیلا 12:05 یکشنبه 27 اسفند 1391
0
 امیریاشار فیلا

همکاران گران‌مایه و نازنین،
سرکارخانم مهندس معتمد،
سرکارخانم مهندس قلی‌زاده،
جناب آقای مهندس مهیاری،
قدردانِ مهرِ نوازشگر و لطفِ دلگرم‌کننده‌ی شما عزیزان هستم.

بسیار شادمانم که مهشید کوچولوی نازنین هم از این نماهنگ خوشش آمده؛
امیدوارم در پناه پروردگار و زیر سایه‌ی پدر و مادر، سراسر زندگی‌اش پربار و همه‌ی لحظه‌هایش شادمانه باشد.

دلتان خوش، هر روزتان نوروز، و سرتان سبز و خرم باد دوستان.
اختر قلی زاده 07:32 دوشنبه 28 اسفند 1391
1
 اختر قلی زاده
جناب آقای مهندس فیلا :
باسلام و تبریک و شادباش متقابل خدمت شما دوست و همکار گرامی و همه اعضای گروه ، ا ز نکته سنجی و لطف شما بسیار سپاسگزارم. حتما این روش رو امتحان میکنم تا سوین کوچولو رو از خواب بیدار کنم .ممنون.
امیریاشار فیلا 11:17 دوشنبه 28 اسفند 1391
0
 امیریاشار فیلا

تبریک و شادباشی ویژه دارم برای آینده‌داران و آینده‌سازانِ ایران :
سیاوش ، مهشید ، سِوین

این نمادهای «پاکی و بی‌گناهی»، «روشنایی» و «شادمانی»،
و همه‌ی کودکان و نوجوانانِ این مرز پرگهر؛

با امید و یقین به این که این نازنینانِ دوست‌داشتنی،
ایرانِ عزیز را بیش از پیش سربلند و خوش‌آوازه گردانند.



«آهایِ آهای بهاره ، عید اومده دوباره ...»
نوروز بر همه‌ی خردسالان و نونهالانِ ایران‌زمین، همایون و فرخنده باد.
نیما محسون 21:53 آدینه 9 فروردین 1392
0
 نیما محسون
با سپاس بیکران از مهندس فیلای گرامی، ایام بکام، شاد و خرم باشید.سلامتی و بهروزی همه دوستان را از خداوند منان خواستارم.
امیریاشار فیلا 16:09 پنجشنبه 10 بهمن 1392
1
 امیریاشار فیلا
«پرسیدم: "آقای گلپا چی بزنم؟" گفت: "هر چی دوست داری بزن". گفتم: "سه‌گاه خوبه؟" گفت "خیلی عالیه". دوباره پرسیدم: "از چه نتی بزنم؟" گلپا با غرور خاصی پاسخ داد: "از هرجا دوست داری بزن". به‌هرحال هر خواننده محدوده‌ی صدایی خاصی دارد و معمولاً خوانندگان جای صدا‌یشان را به نوازنده می‌گویند؛ اما گلپا دست من را باز گذاشت. من هم با شیطنتِ جوانی که در آن سن داشتم، "چپ‌کوک" برای ایشان زدم که جای صدای خانم‌هاست و اجرایش برای یک خواننده‌ی مرد تقریباً ناممکن است. ته دلم هم با همان شیطنت خاص جوانی منتظر بودم ببینم گلپا چه می‌کند؟ گلپا زمزمه‌ای زیر لب کرد و بعد با ابتکار بسیار جالبی شروع به خواندنِ مثنویِ مخالفِ سه‌گاه کرد که دقیقاً جای صدای خواننده‌ی مرد قرار می‌گرفت؛ و این شعر بهادر یگانه را اجرا کرد: خدایی کن‌ ای مه گناهم ببخش / در آغوش هستی پناهم ببخش / به عشقم نگیری، به مرگم سپار / به اشکم نبخشی، به آهم ببخش / به موی سپیدم نظر کن به مهر / پس آنگه به بخت سیاهم ببخش. به‌قدری این آواز در منِ نوجوان اثر کرد که جادو شدم و از شیطنتی هم که کرده بودم، پشیمان شدم ...»

(بخشی از خاطره‌ای که میلاد کیایی، آهنگ‌ساز و نوازنده‌ی سنتور
در روزنامه‌ی «شرق» دیروز، نهم بهمن 92 نوشته است.)


امروز، دهم بهمن 1392، هشتادمین سالگرد زادروز استاد اکبر گلپایگانی («گلپا») است؛
استاد ِ نام‌دار و بی‌همتایی که چیرگی و کاربلدی ِ شگفت‌آورش در آواز ایرانی، باعث شد مردم از همان سال‌های میان‌سالی‌اش، او را «حنجره‌طلایی» بخوانند.

یزدان را هزاران بار سپاس، که در آغاز هشتادویکمین سال زندگی، استاد گلپا همچنان ـ بنام‌ایزد ـ تندرست و چالاک و سرحال و تردماغ هستند و به گفته‌ی خودشان، سرگرم انتقال آموخته‌ها و آزموده‌هایشان به چند شاگرد مستعدند؛ گویی آن‌گونه که خودشان در ترانه‌ی «موی سپید» خوانده‌اند، «عشق پادرمیانی کرده»، تا ایشان «احساس جوانی» کنند.

برای این استاد یگانه و دوست‌داشتنی، تندرستی و طول عمر آرزو می‌کنیم و به ایشان بابت همه‌ی خاطره‌های غنی و شیرینی که برای چند نسل از ایرانیان برجای گذاشته‌اند، سپاس می‌گوییم.
استاد! تولدتان مبارک!

روزنامه‌ی «شرق» در شماره‌ی دیروزش (نهم بهمن 92) گفت‌وگویی را که در یکی از واپسین روزهای پاییز امسال با استاد انجام داده، به بهانه‌ی سالگرد زادروز ایشان به چاپ رسانده است؛ که دوست‌داران می‌توانند در این نشانی این گفت‌وگوی خواندنی را بخوانند :

گفت‌وگوی استاد گلپا با روزنامه‌ی «شرق»

پیشنهاد می‌کنم حتماً این دو خاطره‌ی نوشتاری را هم که در همان روزنامه منتشر شده، بخوانید:

خاطره‌ای از میلاد کیایی درباره‌ی استاد گلپایگانی

خاطره‌ای از منصور نریمان درباره‌ی استاد گلپایگانی
گروه رسانه‌ای دیرین 06:18 سه شنبه 26 اسفند 1393
1
 گروه رسانه‌ای دیرین



صدای پای گل میاد ،

وا می‌شه چشم گلدون ...


 

Eyde-Shoma-Mobarak.mp3